همه چیز
ایران 
قالب وبلاگ
گرد آورندگان: علیرضا نعنائی

 استاد: سرکار خانم دولت آبادی

 موضوع:چهار شنبه سوری در خراسان

 استان خراسان

در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:
درد و بلام توکوزه راه بیفته بره تو کوچه
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند

یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.

مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد که مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیاناست که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و “سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنایجشن،مهمانیو “سرخ” آمده است.

جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است.

سنت های باستانی سبزواریها در چهارشنبه سوری/ “غم بارا شادی بیا، محنت بارا روزی بیا

به بهانه فرا رسیدن آخرین چهارشنبه سال ۸۸ به سراغ کارشناسان و مردم سبزوار رفتیم تا با آداب و رسوم این شب شاد و خاطره انگیز بیشتر آشنا شویم.

محمدعبدا… زاده ثانی کارشناس باستان شناسی سبزوار درباره تاریخچه و نحوه برگزاری مراسم چهارشنبه سوری این گونه گفت: در تقویم ایرانی هر روز از ماه دارای نام خاصی بود که پس از ورود اسلام روزهای ماه به ۴ هفته تقسیم شد. در ایران باستان شبی نزدیک به شب تحویل سال را جشن می گرفتند و از آن به سور آخر یاد می کردند. بعد از اسلام این شب مصادف با سه شنبه شب آخر سال شد و از این پس سور آخر سال به چهارشنبه سوری تغییر نام داد.

در شب چهارشنبه سوری در نقاط مختلف شهرستان سبزوار مراسم مختلفی برگزار می شد. بعضی معتقد بودند که در این شب و روز روح درگذشتگان آزاد است و آن ها به سراغ خانه های دنیوی خود می آیند، به همین دلیل مردم غذایی به نام «علفه» می پختند و همراه با کاسه آبی در پشت بام خانه ها قرار می دادند تا روح مردگان از آن استفاده کنند و یا نان را به صورت «قلفی» می پختند و به روغن زرد آغشته می کردند و از سمت بالا به پایین روستا بین همه مردم توزیع می کردند و مردم هم فاتحه ای برای شادی ارواح درگذشتگان می خواندند.

بعضی نان روغن زردی را بالای پشت بام می انداختند که روح مرده تغذیه کند چون معتقد بودند که مردگان روزی می خورند.

در بیشتر مناطق سبزوار در این شب نوعی آش مخصوص تهیه می شود که به آش «جوش بره» معروف است.

از دیگر مراسمی که در گذشته در این شب اجرا می شد «شال اندازی» است و هنوز هم عده ای مدعی هستند این مراسم در روستایشان اجرا می شود.

در مراسم شال اندازی فردی آشنا یا غریبه روی بام خانه می رود و شال خود را از دریچه «هورنو» (نورگیر خانه، دریچه خانه هایی که سقف آن گنبدی شکل بود) به کرسی  خانه می انداخت. اگر صاحب خانه صاحب شال را نمی شناخت آن قدر شال را می کشید که مرد شال را رها کند و اگر زورشان نمی رسید برای او تنقلات (برگه زردآلو، هلو و…) می بستند.

حتی رسم بود که عروس هم به خانه پدر شوهر می رفت و شال می انداخت و مثلا می گفت باید یک قالی بدهی یا گوسفند بدهی و پدر شوهر می گفت قبول است و به این ترتیب عروس شال خود را بالا می کشید، در شال اندازی مردها برای این که شناخته نشوند، صورت خود را می پوشاندند.

کوزه شکستن از دیگر رسم های قدیمی شب چهارشنبه سوری در سبزوار بوده و هست. به این ترتیب که در این شب، برای پشت سر گذاشتن آخر سال کوزه های قدیمی را که آب داشت بالای پشت بام می بردند و بر زمین می زدند و می شکستند تا به این ترتیب سال کهنه را پشت سر بگذارند و این نمادی از نوآوری و تحول در طبیعت است. گروهی هم در این شب آتش روشن می کردند و از روی آتش می پریدند و می گفتند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». بعضی ها هم می پریدند و می گفتند: «سال نو بیاید- خوب بیاید- قوم و خویشان سالم باشند».

بعضی ها هم «گویی از هیزم» را پرتاب می کردند و یا همان گوی را از روی بلندی به زمین روان می کردند و می گفتند« غم بارا شادی بیا، محنت بارا روزی بیا».

ملاقه زنی هم به اعتقاد عده ای از مردم در گذشته در شهر و روستاهای سبزوار به عنوان یکی از رسوم این شب اجرا می شد. به این ترتیب که کوچک ترها به صورت گروهی کاسه به دست می گرفتند و با کوبیدن ملاقه به آن، به خانه همسایه ها می رفتند و از آنان طلب عیدی می کردند. با باز شدن در خانه ها بعضی به آن ها از آجیل و تنقلاتی که برای شب عید مهیا کرده بودند می دادند و برخی با ریختن کاسه ای آب از بچه ها پذیرایی می کردند.

عبدالحسین کارگری پژوهشگر در حوزه نمایش های آیینی سبزوار هم درباره دیگر آدابی که در گذشته های دور در این شب اجرا می شد، گفت: از جمله آیین های دیرینه سبزوار در چهارشنبه سوری آیین همراه با «بازی با ماسک» و رقص هایی خاص بود. این در حالی است که بازی با ماسک در جهان سابقه ای حدود ۵۰ تا ۶۰ ساله دارد.

وی اضافه کرد: در آیین قبل از زردشت مردم سبزوار ماسک هفت پیکر را می ساختند و از هر یک از آن ها به عنوان خدای ناهید، خدای باروری و زایش، اهریمن و اهورا و غیره یاد می کردند و طی این بازی روح های پلید را از خود دور و نماد اصلی را پیروز می کردند.

 نگاهي به آيين "ملاقه زني" شب چهارشنبه سوري در خراسان شمالي

اهالی خراسان شمالی در شب "چهارشنبه‌سوری"، آخرین چهارشنبه سال‌از نیاكان خود آیینهای متنوعی را به یاد دارند كه هنوز نیزاعتقاد زیادی برای به جای آوردن اینگونه سنتها دارند.
به گزارش ایرنا، یكی از این سنتهای قدیمی كه هنوز در بیشتر شهرستانهای خراسان شمالی رایج است و نوجوانان و جوانان زیادی رغبت به اجرای آن دارن آیین "ملاقه‌زنی" است.
نوجوانان پسر در این روز با برسر كردن چادر و پوشاندن سر و صورت، ملاقه به دست به پشت در خانه‌ها رفته و با خواندن ترانه‌های محلی، آمدن بهار را
نوید می‌دهند.
"
خله‌خله خلتمه به، سوا گلیم یمرتمه به" با برابرهای فارسی "خاله خاله عیدی من را بده، فردا نیز می‌آیم تخم‌مرغی بده"، " خله‌خله خلته گلده،
اینچنه كلچه گلده"، " خاله خاله عیدیم را بده، كیسه‌ای آمد كلوچه‌ای بگذار" از جمله ترانه‌هایی است كه جوانان در آیین ملاقه‌زنی شب چهارشنبه‌سوری در پشت در خانه‌ها زمزمه می‌كنند.
نواهایی چون "چله چخته بهار گلده خربزه و خیار گلده"، "چله‌رفت و بهار آمدخربزه و خیار آمد" گویی تلنگر زنده شدن طبیعت و شادی آمدن عید نوروز را به همگان می‌دهند.
چهارشنبه سوری از دو كلمه چهارشنبه و سوری كه همان "سور" فارسی به معانی"مهمانی، جشن و سرخ" است و به معنای چهارشنبه سرخ، مقدمه جدی شروع شدن جشن نوروز است.
برخی از دیگر از آیین‌های چهارشنبه‌سوری كه در مناطقی از استان خراسان شمالی مرسوم است بوته‌افروزی، فالگوشی، قاشق زنی، كوزه‌شكنی، فال كوزه،
آتش چهارشنبه‌سوری، آجیل مشكل گشا و شال‌اندازی است.
آتش نزد ایرانیان نماد پاكی، روشنی، طراوت، سازندگی و تندرستی است، درغروب هنگام بوته‌هایی را روی هم می‌گذاشتند و خورشید كه به تمامی پنهان می‌شد، آن را می‌افروختند و در بعضی نقاط ایران برای شگون، وسایل دورریختنی خانه از قبیل پتو، لحاف و لباسهای كهنه را نیز می‌سوزانند.
آتش می‌توانست در بیابانها در رهگذرها و یا در پشت بام خانه افروخته و وقتی آتش شعله می‌كشید از رویش می‌پریدند و ترانه‌هایی كه در همه آنهابركت، خواهش، سلامت و بارآوری و پاكیزگی بود خوانده می‌شد.
آتش چهارشنبه‌سوری را خاموش نمی‌كردند تا خودش خاكستر شود و سپس خاكسترش را كه در نظرگاه آنان مقدس بود كسی جمع كرده و بی‌آنكه پشت سرش را بنگرد
برسر نخستین چهار راه می‌ریخت و در بازگشت اهل خانه كه می‌پرسیدند كیست؟
می‌گفت: "منم" - از كجا می‌آیی؟ "از عروسی"، - چه آورده‌ای؟، "تندرستی". از نظر مسلمانان آتش نماد پاكی، از بین بردن بیماریها، زدودن سرما، بدی و
پژمردگی از تن بوده و امروز هم رسم اسفند دود كردن و گرد خانه تاب دادن ازاین اعتقاد سرچشمه می‌گیرد. شال‌اندازی نیز یكی دیگر از آداب چهارشنبه‌سوری بود، كه پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق (روزنه بخاری) شال را به درون می‌انداختند، صاحب خانه می‌بایست
هدیه‌ای در شال می‌گذاشت.
از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بود و آن بیشتر مخصوص كسانی بود كه آرزویی داشتند، مانند دختران دم‌بخت یا زنان در آرزوی فرزند. در خراسان شمالی هنوز بخش از آیینهای چهارشنبه‌سوری همچون بسیاری از نقاط ایران معمول است و كوچك و بزرگ در آخرین چهارشنبه سال برای دور كردن نحسی
این آیین را گرامی می‌دارند.
این آیین به عنوان یك آیین ایرانی در میان همه اقوام ساكن این استان اعم از ترك، كرد، تركمن و فارس رواج دارد و همه به انجام آن پایبندند. در برخی از روستاهای این استان با افروختن آتش جوانان دور آن جمع شده و توپ آتش را به اطراف پرتاب می‌كنند.
ساكنان محلات قدیمی و روستانشین خراسان شمالی در این روز با گذشتن از روی آتش ترانه‌هایی از قبیل "سرخی تواز من زردی من از تو" را زمزمه و اعتقاددارند كه با پریدن از روی آتش بلا، درد، بیماری و نحسی از آنان تا آخرین چهارشنبه سال آینده از آنان دور می‌شود.
این اهالی همچنین با سوزاندن و دودكردن اسفند و كندر، افشاندن گلاب و موادخوشبوكننده و سوزاندن خار و خاشاك و شاخه‌های خشك درختان در آخرین
چهارشنبه، شب را به خوشی می‌گذرانند.
اما اكنون آن همه رسوم زیبا و بی‌خطر و ضرر چهارشنبه‌سوری به مناسبتی بدل شده كه عده‌ای با صداهای گوشخراش ترقه و انفجارهای مهیب و هول‌انگیز تن
مردم را می‌لرزانند.
خطرات و پیامدهای ناشی از استفاده از مواد محترقه در آیین چهارشنبه‌سوری موجب می‌شود، كه هر سال تعدادی از جوانان، نوجوانان و بعضا كودكان دچار
صدمات جبران‌ناپذیر شوند.
در گذشته جوانان و نوجوانان به روشن كردن آتش و پریدن از روی آن، زمزمه ترانه‌ها، فال گرفتن، اسفند دود كردن، پخش شیرنی و تنقلات بسنده می‌كردند اما متاسفانه امروز به یك سنت غلط تبدیل شده كه مواد محترقه و بمب‌های دست ساز جایگزین آن شده است.
رفتارسازی برای چهارشنبه‌سوری بسته به تعامل مناسب بین سازمانها و ایجادفرهنگ آن در بین مردم و بویژه جوانان امروزی است و باید مراقب بود كه آن سنتهای زیبا و پرمعنی، به صحنه‌هایی سرشار از دلهره و ترس تغییر نكند كه تنها افرادی به قصد سودجویی سلامت مردمان را هدف بگیرند.

-----------------------
میر نوروزی ( خان خان)

در شهرستان بجنورد تا چند ده سال پیش، در ایام نوروز مراسمی اجرا می شده است كه در اصطلاح محلی به آن " خان خان " می گویند. در این مراسم، مسخره یی را عنوان خان داده برای او بارگاهی در میدان مركزی شهر می آراستند، كسی را وزیر او می كردند و به مدت سیزده روز تمام حكومت بر شهر، یكسره در اختیار او نهاده می شد. گفتند كه حتی خان های پر قدرت و پر افاده ای همچون سردار مقتدر بجنوردی نیز به رضای خاطر در این سیزده روز سر به فرمان خان نوروزی می گذاشتند.
بجنوردیان مراسم" خان خان "را با غرور تمام (نوعی نقد اجتماعی بسیار پیشرفته) می شمردند:زیرا خان چند روزه ، علی الرسم حق داشته است در مسایل
اجتماعی قضاوت كند:و احكام او(جز در موارد پیچیده ای نظیر قتل نفس) به اجرا گذاشته می شده و این خود فرصتی به دست او می داده است تا در مدت كوتاه فرمان فرمایی خویش،شیوه حكومت و عدالت خان های محلی را با درجه زیادی از بزرگنمایی،زیر ذره بین طنز به باد ریشخند و استهزا بگیرد!
شك نیست كه تحمل یك چنین انتقادی ، حتی در لفافه ی مراسم سنتی ، از قدرت های خودكامه ملوك الطوایفی اواخر عمر قاجار سخت مستبعد می نماید و قابل
قبول ترین صورت قضیه این است كه هرگز مردم هوشمند و بیدار دل را مجال آن نمی داده اند كه به تخت خان چند روزه تكیه زند و مصون از هر تعرضی ، ازاین پایگاه ، كاریكاتور تلخی از واقعیت در برابر چشم مردم تصویر كند و ازخواب بی خبریشان بر انگیزد.حق این است كه مراسم، تنها در مرحله سرگرمی و دیوانه بازی و مسخره گی به انجام می رسیده.دلقك بازی "خان خان"به عنوان نقدی اجتماعی ،تصوری چندان دموكراتیك است كه از یك سو با خود كامگی مطلق عصر قاجار واز سوی دیگر با فقدان كامل آگاهی های اجتماعی و سیاسی مردم روزگار كوچك ترین امكان بروز و ظهور نمی توانسته است یافت.با این همه، درمراسم خان خان طعنه ای سخت شیرین نهفته است:آنجا كه در آخر كار،در پایان مراسم ، در گردش روز سیزده فروردین، مردم بجنورد بر خان چند روزه می شورند، بر سر او می ریزند و كشان كشان ،او را به گردشگاه بش قارداش(پنج برادران) می برند و با سرنگون كردن وی به آبگیر بزرگی كه در آنجاست،در واقع برای بازگشت به میان مردم تطهیرش می كنند! به سال 1349 پیرمردی زندگی می كرد كه می گفتند واپسین خان نوروزی بوده است

 چهارشنبه ‌سوري در خراسان شمالي 18 مصدوم برجاي گذاشت

كارشناس مركز فوريت‌هاي حوادث پزشكي خراسان شمالي گفت: چهارشنبه ‌سوري در استان 18 مصدوم بر جاي گذاشت.

احمد حميدي در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا افزود: از اين تعداد 14 نفر مرد و چهار نفر زن هستند.

وي ادامه داد: 17 نفر از اين افراد به بيمارستان اعزام شدند و يك مورد در محل درمان شد.

حميدي 9 مورد از مصدوميت‌ها را مربوط به شهرستان بجنورد، دو مورد شيروان و چهار مورد شهرستان اسفراين عنوان كرد و اظهار داشت: از شهرستان‌هاي فاروج، مانه و سملقان، گرمه و جاجرم مصدوميتي گزارش نشده است.

مسوول روابط عمومي آتش‌ نشاني بجنورد نيز گفت: خوشبختانه مراسم چهارشنبه سوري شب گذشته حادثه‌اي در بر نداشت و در شهرستان ايمني كامل برقرار بوده است.

علي‌اكبر حيدري اظهار داشت: آتش‌سوزي در حد سوزاندن سه تا چهار درخت بود كه حادثه‌اي در بر نداشت

 

[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 14:35 ] [ علیرضا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من پسری 16سا له هستم من اولین باری که وبلاگ ساختم خیلی ماهر نبودم ولی بعد از 1 سال توانستم همچین وبلاگی بسازم وبه زودی وبلاگ fotbol12 تا fotbol20 درست می شود
وبرای این که سایت شما به سایت من وسل شود فقط نظر دهید ونام سایت خود را وارد کنید.
از وبلاگ من خوب استفاده کنید ونظر دهید.راستی یک سایت جدید تر football.rozblog..comهم ساخته شده است.


ایمیل:alireza.nanaee@yahoo.com
" نظر دادن یادت نرود "
امکانات وب